زمانی که در برنامه با یک مشکل برخورد می کنیم، باید به رفع آن بپردازیم. ما باید دقت کنیم زمانی مشکل، کامل رفع شده است که هرگز دوباره در برنامه ظاهر نشود. اگر به هر دلیلی نشانه هایی از مشکل در برنامه وجود داشته باشد، به این معنی است که خطا به صورت کامل برطرف نشده است. اگر یک بار مشکل های موجود را به صورت کامل برطرف کنید، هم در زمان و هم در میزان کدنویسی برنامه صرفه جویی کرده اید.
اغلب افراد این جمله را باور دارند که: کدنویسی به مراتب آسان تر از فهم کدهایی است که توسط افراد دیگر نوشته شده است. برخی اوقات مستندات مربوط به پروژه تکمیل نیستند، برخی اوقات نیز پیش می آید که کدها به صورت نامرتب و کثیف نوشته شده اند. ما به شما توصیه می کنیم که کدهای سایر افراد را چندین بار بخوانید و بررسی کنید تا تفاوت میان کدنویسی مرتب و کثیف را متوجه شوید. این کار، قطعا به افزایش کیفیت کار شما در کدنویسی کمک بسیاری خواهد کرد. اگر می خواهید که به صورت مرتب کدنویسی انجام بدهید، ابتدا باید کدنویسی مرتب را فرابگیرید و اگر بخواهید کدنویسی مرتب را فرابگیرید، باید کدهای بسیاری را بخوانید و بررسی کنید.
ادامه نوشتهدوران آشنایی و دوران پیش از عقد، دوران حساس و مهمی است. بخشی از زندگی شما باید برای طرف مقابل کاملا محسوس و قابل لمس باشد. بخشی که مربوط به خود شماست. اما بخشی که مربوط به خانواده و روابط فی مابین است، لزومی به افشای آن وجود ندارد. خط قرمز های اخلاقی فراوانی در این دوره وجود دارد که در این یادداشت آنها را بررسی می کنیم.
در دوره ی آشنایی، قرار نیست تمام رازهای زندگی خود و خانواده تان را برای طرف مقابل افشا کنید. بخشی از زندگی گذشته ی شما مربوط به شما و خانواده تان است و لزومی ندارد طرف مقابل از آنها باخبر شود.
اگر پیش از این مورد، رابطه ی عاطفی معقول و اخلاقی دیگری داشته اید، که به هر دلیلی منجر به ازدواج نشده است، به هیچ عنوان لزومی ندارد آن را با طرف مقابل در میان بگذارید. چنین چیزی را نه شرع و نه علم روانشناسی تایید نمی کند. افشای روابط عاطفی متعارف شما، هیچ سودی ندارد و ممکن است طرف مقابل را نیز بدگمان کند.
تا قبل از جاری شدن خطبه ی عقد، هر نوع رابطه ای امکان دارد که به هم بخورد. حتی اگر همه چیز مسالمت آمیز پیش رفته باشد. پس سعی کنید حد و حدود رابطه را حفظ کرده و بیش از حد مجاز صمیمی و خودمانی نشوید.
شما در دوره ی آشنایی مجاز نیستید درباره ی رفت و آمدها، روابط و حتی پوشش طرف مقابل اظهار نظر کرده و آنها را به بوته ی نقد بکشید. چرا که شما در چنین مرحله ای هیچ نسبتی با طرف مقابل ندارید. شما تنها یک مشاهده گر هستید که باید بر اساس مشاهدات تان تصمیم گیری کنید.
سعی نکنید با این تفکر که بعد از ازدواج تغییرش می دهم، وارد یک رابطه شوید. هیچ کس بعد از رسیدن به ثبات شخصیت، تغییرات فاحش را نخواهد پذیرفت. پس یا فرد را با همین خصوصیات بپذیرید و یا ردش کنید.
اگر نشانه هایی از اختلاف نظر، اختلاف عقیده و یا هر نوع اختلافی را مشاهده کردید؛ بی تفاوت از کنارش نگذرید. تمام مسائل باید قبل از ازدواجحل و فصل شود.
هیچ وقت در هیچ سنی به این فکر نکنید که طرف مقابل آخرین شانس شما برای ازدواج است. از کنار عیب های اخلاقی و رفتاری طرف مقابل عبور نکنید. به این نکته بیندیشید که ازدواج نکردن بهتر از یک ازدواج بد است.
اگر از ترس به هم خوردن رابطه، چشم هایتان را به روی کاستی های طرف مقابل ببندید؛ کم کم کرنش کردن و سر خم کردن در مقابل او، تبدیل به عادت می شود. پس در این صورت کوتاه آمدن جزئی از ویژگی هایتان خواهد شد. پس در صورت بروز مشکلات بزرگ تر هم نخواهید توانست رابطه را تمام کنید.
قبل از رسمی شدن رابطه، تمام عالم و آدم را خبردار نکنید. به صلاح شما و طرف مقابل است که آشنایی در خفا و تنها با نظارت خانواده ی دو طرف انجام گیرد. ممکن است نتیجه ی مطلوبی از این آشنایی عاید شما نشود و بعدها نتوانید جواب گوی دیگران باشید.
بسیاری از آشنایی ها به سرانجام خوشی ختم نمی شود، سعی کنید تا حد امکان از درگیری عاطفی اجتناب کنید چرا که در صورت به هم خوردن این ازدواج، لطمات جبران ناپذیری به شما وارد خواهد آمد.
باید بپذیرید که وارد رابطه ای شده اید که ممکن است به ازدواج منتهی شود. پس هرچقدر هم خیال پردازی های دور از واقعیت کرده باشید؛ بالاخره پس از چند ماه افشا خواهد شد. پس چه بهتر است که از همان لحظه ی اول خودتان باشید و درباره ی واقعیت ها صحبت کنید.
قرار نیست چون طرف مقابل روابط آزادی دارد، شما نیز از باورهای اعتقادی تان دست بکشید. یا برعکس چون طرف مقابل مذهبی است سعی کنید ادای انسان های مقید را در بیاورید.
در ابتدای آشنایی آنچنان در علایق طرف مقابل غرق نشوید که علاقه های شخصی تان را فراموش کنید. تمام زندگی همین چند روز آشنایی نیست و قطعا دست کشیدن از علاقه هایتان، در آینده شما را دچار پشیمانی خواهد کرد.
باید پذیرفت که بخش مهمی از فرایند ازدواج خانواده های دو طرف هستند. حضور آنها در کنار شما علاوه بر احساس امنیت و رضایت، قوت قلب شما خواهد بود. خانواده ها و شناخت شان از هم فاکتور مهمی برای موفقیت در یک ازدواج است.
به این مسئله فکر نکنید که پرسیدن این سوال تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل است، طرف مقابل اگر قصد ازدواج دارد، پس باید ظرفیت پاسخ گویی نیز داشته باشد. هیچ مسئله ای را لاینحل رها نکنید.
با گذشت زمان چیزی عوض نخواهد شد؛ اگر مسئله ای آزاردهنده مشاهده می کنید آن را به این امید که در آینده، پس از ازدواج حل خواهد شد رها نکنید. هیچ چیز در آینده تغییر نمی کند که بدتر هم می شود.
اگر طرف مقابل را بر اساس تحصیلات، ظاهر و یا مادیات انتخاب کنید، پس از گذشت مدتی احساس شکست خواهید کرد. چرا که برای زندگی مسالمت آمیز اخلاق، فرهنگ، ادب و مهربانی بسیار مهمتر از این قبیل ظواهر هستند.
گاهی یک ویژگی بارز در طرف مقابل، آنچنان برایتان جذاب می شود که سایر ویژگی های بد او را نمی بینید. مثلا اگر شیفته ی شخصیت اجتماعی طرف مقابل می شوید حواستان به تندی اخلاق، سختگیری ها و سایر ویژگی هایش نیز باشد.
هیچ کس از آینده خبر ندارد، پس این شما هستید که باید برایش برنامه ریزی درست داشته باشید. کسی را انتخاب کنید که پس از ده سال از زندگی مشترک باز هم بتوانید به وجودش ببالید و از انتخاب تان احساس رضایت مندی داشته باشید.
کودکان از رفتارهای بد خود، همیشه هدفی دارند. بسیاری از والدین از این اهداف بی اطلاع هستند و به محض مشاهده یک رفتار بد از کودک، به جای شناسایی علت رفتار، به نشانه واکنش می دهند و شرایط را نابه سامان تر می کنند. برای پاسخ موثر به بدرفتاری فرزندان لازم است اهداف کودکان از بدرفتارهای شان را بشناسید. با شناخت علت و هدف فرزندان از بدرفتاری می توانید، راهکار مناسب را اتخاذ کرده و متناسب با آنها برخورد کنید تا از شدت یافتن مشکل رفتاری ممانعت نمایند و یا آن که جلوی آن رفتار خاص را بگیرید.
اهداف کودکان از بدرفتاری هایشان عبارت است از: جلب توجه کردن، اعمال قدرت، انتقام جوی و عاجز جلوه دادن.
سبک های فرزند پروری، حرفها واعمال والدین، موقعیت فرزند در خانواده، تقلید و... باعث می شود کودکان این رفتارها را یاد بگیرند. به بیانی دقیق تر آن که، کودکانی که احساس تعلق ندارند، احساس ناامنی و انزوای افراطی می کنند، لذا ممکن است با جلب توجه منفی، بخواهند تعلق خود را به جایی و یا کسی ثابت کنند. کودکانی که خود را توانا نمی بینند و شایسته هیچ حقوقی نمی دانند، احتمالا با کنترل دیگران و یا نشان دادن این که هیچ کس نمی تواند آنها را کنترل کند، به دنبال اعمال قدرت هستند. همچنین کودکانی که گمان می کنند به حساب نمی آیند و بی اهمیت هستند، ممکن است دیگران را به خاطر احساس بی ارزش بودن خود تنبیه و مجازات کنند و سعی بر انتقام داشته باشند و در نهایت، کودکانی که اغلب احساس عجز و ناتوانی می کنند و بدون احساس دلگرمی هستند، ممکن است با پذیرش ناتوانی، خود را در نزد دیگران عاجز جلوه دهند.
برای روشن شدن مسئله مثالی می زنیم : کودکی سر وقت آمدن را فراموش می کند، چون می خواهد به او یادآوری شود، چرا که خواهان جلب توجه است. کودکی دیگر بدان جهت فراموش می کند که می خواهد به شما نشان دهد که نمی توانید او را به آنچه که متمایل به انجامش نیست، مجبورش کنید. کودکی دیگر برای نگران کردن شما، ممکن است فراموش کند. این کودک احساس آسیب و لطمه می کند و قصد دارد با انتقام گرفتن از شما، مقابله به مثل کند؛ و سرانجام کودکی ممکن است فراموش کند، چون از پذیرش هر مسئولیتی ترس دارد و احساس ناتوانی می کند و با فراموش کاری می خواهد راحتش بگذارید و انتظاری از او نداشته باشید. این کودک، با رفتار اجتنابی و نشان دادن بی کفایتی می خواهد از اعتماد به نفسش حفاظت کند.
ادامه نوشته|
پورنوگرافی یا هرزه نگاری، تجسمی بی پرده از مسایل جنسی با
هدف تحریک یا ارضاست که در قالب های مختلف از جمله کتاب، فیلم، اینترنت
و مجله ارائه می شود. لغت پورنوگرافی ریشه یونانی دارد و از ترکیب دو
واژه «پورن» به معنای «روسپی» و واژه «گرافو» به معنای نگارش به وجود
آمده و به معنی روسپی نگاری است...
|
به موقع به تلفن پاسخ دهيد
اگر ممكن است به تلفن بعد از اولين يا دومين زنگ پاسخ دهيد. اين كار
به تلفن كننده اين حس را مي دهد كه شما مسئول و كارآمد هستيد. گاهي اوقات ممكن است
از جواب دادن به تلفن به خاطر انجام يك كار فوري خودداري كنيد و يا شايد از ميزتان
دور باشيد، اما تلفن محل كار نبايد بيش از ۴ بار زنگ بخورد.
بي توجهي به تلفني كه زنگ مي زند يك راه حتمي از دست دادن تلفن هاي مهم و آتشي كردن
كساني است كه سعي دارند با شما ارتباط برقرار كنند. بارها تجربه شده كه بي توجهي به
يك تلفن سرنوشت كاري را تغيير داده است و يا اينكه تلفني زنگ مي زند، زنگ مي زند...
بدون هيچ جوابي. در اين گونه مواقع همه عصباني مي شويم و فكر مي كنيم چه شركت يا
سازمان بي مسئوليتي كه اجازه مي دهد تلفن اين همه مدت بي پاسخ بماند. اگر در حالي
كه دور از تلفن هستيد كسي در دفترتان نيست كه تلفن ها را پاسخ دهد، شماره را به يك
متصدي اطلاعات و يا فرد ديگري كه حاضر است پاسخگو باشد منتقل نماييد. به آن شخص
بگوييد كجا مي رويد و چه موقع بازمي گرديد شماره تلفن جايي را كه مي رويد نيز به او
بدهيد، سپس پيامهايتان را دريافت و فوراً بررسي كنيد.وقتي پاسخ مي دهيد، سلام كافي
نيست. حداقل نام واحد كاري خودتان را بگوييد. با اين كار به تلفن كننده ها اطلاعاتي
را كه نياز دارند، مي دهيد. همچنين آنها را وادار مي كنيد خودشان را در پاسخ معرفي
نمايند. اين مورد هم چنين نشان مي دهد شما منضبط و آماده خدمت رساني هستيد.
اين قاعده وقتي كه تلفن شخص ديگري را هم پاسخ مي دهيد به كار مي رود. بنابراين تلفن
كننده ها متوجه خواهند شد كه شخصي مسئول كمك به آنهاست.طبيعي است كه هيچ تلفن كننده
اي دوست ندارد سردوانده شود. بنابراين اگر فرد را به شخص ديگري مرتبط نماييد، اول
توضيح دهيد كه چرا و به كجا تلفن را وصل مي كنيد و در مواردي كه ممكن است تلفن قطع
شود، شايد بهتر باشد به او يك شماره تلفن بدهيد.